با این شش روش جاذبه تان را افزایش دهید
من بهطرز دردناکی با کمرویی و خجالت بزرگ شدم، و همیشه با موقعیتهای جدید در مورد افرادی که نمیشناختمشان جنگیدهام. تقریبا تا ده سالگیام نظرم را بیان نکردم و جایی در مسیر زندگیم فهمیدم اگر همچنان ناراحت و نامرئی باقی بمانم، مجبورم تاوان سنگینی بپردازم، بنابراین از آن موقعیت خودم را خارج کردم.
امروز یاد گرفتهام که همه افراد در یک چیز مشترکند: همه آنها از دل و جان خواهان جاذبه و هیبت اجرایی هستند. سوالی که آنها همیشه میپرسند این است: ” آیا میتوانید هیبت و جذبه را به ما یاد دهید؟ “
جدال من با کمرویی در سنین پایین، یک نعمت شده بود زیرا میدانم که این چیزها فراگرفتنی هستند. این یادگیری برای بعضیها ریسک کمتری دارد اما برای من و خیلیهای دیگری که با آنها کار کردهام، اینکار مانند اختراع چیزی است که نمیدانستهاید از قبل وجود داشته.
کارزیما یا جاذبه، شسته و رفته و آماده نیست؛ در مورد شخصیت یا طرز گفتار و عنوان حرفهای و یا وضعیت اقتصادی نیست. محققان MIT دریافتهاند “ارتباط با مردم” چیزی است که کارزیما را خلق میکند، و در واقع یک مهارت اجتماعی است که مانند سایر مهارتها باید یادگرفته شوید.
میخواهید به کاریزمایتان دست پیدا کنید؟ در اینجا شش نکته برای رسیدن به آن را می آوریم؛ چه مدیر باشید و چه نباشید.
1.جذاب باشید.
جاذبه، جریان الکتریکی است که ما را به هم ارتباط میدهد. اگر هنگام صحبت دیگران، انجام یک ملاقات یا جلسه و یا زمانی که کسی سعی میکند مکالمهای با شما داشته باشد، بیتوجه باشید یا حواستان جای دیگری باشد، ضد جاذبه است! توانایی توجه و تمرکز و برگرداندن افکار به لحظه حال، هنگام سرگردانی ذهن، یک عادت مدیریتی است که نیاز به تمرین مداوم دارد.
2. اشخاص را پیش از ردهبندی، الویت بندی کنید.
مدیرانی که ارتباطات انسانی را الویت بندی میکنند نسبت به آنهایی که عقیده دارند وجهه و شهرتشان باید مقدم باشد، قابل اعتمادتر تلقی میشوند. نگاه کردن به چشمان طرف مقابل خیلی طول نمیکشد، منظورم انجام فوری ارتباط چشمی نیست. مردم میدانند وقتی فقط یک نگاه کوتاه میکنید و فورا نگاهتان را از آنها برمیدارید، غرق و جذب در جریان ذهنی خودتان هستید. منظورم احساسی است که کسی دریک لحظه میتواند در درون شما ببیند.
3. افراد را از خودشان بیرون بکشید.
کاریزما با توانایی شما برای رهاکردن دیگران در موقعیتی لذتبخشتر هنگام ارتباط سنجیده میشود. شما این کار را با کنجکاوتر بودن و پرسیدن سوالات انجام میدهید، با گوش دادن و مثبت بودن. افراد سرزنده و بشاش که بشدت مشتاق شنیدن حرفهای دیگران هستند، بهطور طبیعی جذاب و کاریزاماتیکاند؛ و در مذاکرات و بازنمودها موفقاند. اگر شما نسبت به دیگری مشتاق نباشید، یک مکالمه واقعا نارسا و ناقص خواهید داشت.
4.به زبان دومتان دقت کنید.
بعضی از سیگنالهای غیرکلامی مهم برای ارتباط، اینها هستند: لحن گرم و صمیمانه صدا، حالت دوستانه چهره، ایما و اشارات باز و راحت و نزدیک ایستادن و کاملا رخ به رخ بودن. حتی یک دست دادن گرم و دوستانه میتواند انگیزهای برای شروع ارتباط باشد.
همچنین بخوانید : حرکات مهم بدن برای ایجاد اعتماد
5. از آسیبپذیر بودن، قوت بگیرید.
بیشتر مدیرانی که به من مراجعه میکنند، به خودشان برای استفاده از خرد و تجربیات شخصیشان برای ارتباط با مردم اعتماد ندارند. آنها تعجب میکنند از اینکه تمام چیزهای لازم برای یک مدیر معتبر و اصیل بودن را فراگرفتهاند اما چرا جاذبه ندارند. تبادل داستان شخصی، وسیلهای برای ارتباط بشر است. توانایی صلاحیت دادن به دیگران توسط به اشتراک گذاشتن چیزهایی که زندگی به شما یاد داده، بخشی مهم از مدیریت معتبر و واقعی است.
6. هرگز تصنعی رفتار نکنید.
مبادرت به برقراری و مدیریت یک رابطه، شفافتر از آنی است که فکرش را میکنیم. مغز، ناهمخوانی و ناجوری را در کسری از ثانیه تشخیص میدهد. اول و مهمتر از همه، یک دانش آموز باشید. فعالیت اولیه زندگی، توسعه خودآگاهیتان است.